زیستجهان مفهومی است که در جامعهشناسی پدیدارشناسانهی آلفرد شولتز پرورانده شده است. زیستجهان جریان مفروضانگاشتهشدهی روالها، تعاملات و رخدادهای زندگی روزمره است. شولتز زیستجهان را در مقابل جهان مفهومی دانشمندان علوم طبیعی و علوم اجتماعی قرار میدهد. این تمایز را هابرماس در کتاب نظریهی کنش ارتباطی (1987) به تفصیل شرح داده است تا آنچه را که او پارادوکس حلناشدهی مدرنیته وبر میشناسد مورد بررسی قرار بدهد. هابرماس زیستجهان را اینچنین مفهومپردازی کرده است: «جامعه از منظر سوژههای کنشگر بهمثابهی زیستجهان یک گروه اجتماعی پنداشته میشود. بهخلافش، از منظر مشاهدهگر فردی که به کنشگری مشغول نیست، جامعه فقط به مثابهی سیستمی از کنشها ادراک میشود، بهنحویکه هر کنش بر حسب نقشی که در حفظ سیستم دارد واجد اهمیت کارکردی میشود» (1984:117). لذا تفاوت میان سیستم و زیستجهان امری مربوط به منظر و مقیاس است، زیراکه ساختارها و سازمانهای بزرگ بیرون از دایرهی توانش ما بهجهت مواجههی فردی با آنها قرار میگیرند. هابرماس میگوید فقدان آزادی و معنا، که ماکس وبر به عقلانیشدن امور در جوامع سرمایهداری مدرن نسبت میدهد، نتیجهی عدمتوازن میان این دو بُعد بهمثابهی حیطههای زیستجهان است؛ حیطههایی که عقلانی شدهاند و درون سیستمهای بزرگترِ حمایت و کنترل ادغام شدهاند. مثال اصلی هابرماس ظهور دولت رفاه همراه با پیامدهای نیرومندش در زیست خانوادگی است. هابرماس بهخاطر آرمانیکردن زیستجهان و نادیدهانگاشتن صورتهای استیلایی که به آن ساختار بخشیده است مورد انتقاد قرار گرفته است.
منبع:
Calhoun, Craig, 2002, Dictionary of the Social Sciences, Oxford University Press, p. 275
کلمات کلیدی: معانی مختلف کلمه
lifeworld،
معنی کلمه lifeworld،
lifeworld،
معنی lifeworld،
lifeworld برگردان به فارسی،
lifeworld معنا،
lifeworld به فارسی،
علوم اجتماعی