ترجمهی تخصصی متون روانشناسی یکی از حساسترین حیطهها در ترجمهی محتواهای علوم انسانی است. روانشناسی رشتهی علمیای است که حالتها و فرایندهای ذهنی و رفتارهای انسانها و حیوانات را مورد مطالعه قرار میدهد. رشتهی روانشناسی بهطورکلی به دو بخش تقسیم میگردد: بخش بزرگتری که فعالان این حوزه مانند مشاوران و رواندرمانگران در آن مشغول به کارند و بخش کوچکی که یک علم روبهرشد ذهن، مغز و رفتار اجتماعی است. این دو حوزه اهداف، آموزش و فعالیت متمایزی دارند، اما برخی روانشناسان کوشیدهاند این دو را با هم تجمیع کنند.

در فرهنگ غربی، مساعدتها برای ایجاد علم روانشناسی برآمده از حوزههای مختلفی است. آغازگر این سیر فیلسوفانی همچون افلاطون، ارسطو و هیپوکراتس بودند. هیپوکراتس دربارهی طبایع انسانی (سوداوی، بلغمی، صفراوی و ...) و خصایص مربوطهشان فلسفهپردازی کرد. او متأثر از زیستشناسی آن دوران بر این باور بود که کیفیات فیزیکی مانند زرداب یا فزونی خون ممکن است شالوده اختلاف در طبایع بشری باشد. ارسطو معتقد بود که مغز مقرّ ذهن عقلانی بشر است. دکارت در قرن نوزدهم استدلال کرد که ذهن به افراد ظرفیت اندیشیدن و آگاهی میدهد: ذهن تصمیم میگیرد و بدن آن را به اجرا درمیآورد. علم روانشناسی مدرن همچون مشغول است تا بر این گسست ذهن-بدن غلبه کنند. دو چهرهای که به بنیانگذاری روانشناسی بهمثابهی یک علم و رشتهی رسمی مساعدت کردند ویلهلم وونت در آلمان و ویلیام جیمز در آمریکا بودند. «اصول روانشناسی» جیمز در سال (1890) روانشناسی را علم زیست ذهنی تعریف کرد و مباحث و چالشهای بینشافزایی را فراهم کرد که بخش اعظم برنامهی پژوهش میدانی را یک قرن زودتر پیشبینی کرده بود.
در نیمهی نخست قرن بیستم رفتارگرایی بر بخش اعظم روانشناسی آکادمیک آمریکا تسلط یافته بود. در سال 1913، جان واتسون، یکی از تاثیرگذارترین موسسان رفتارگرایی، بر اتکای صرف به کنشها و شرایط بهنحوی عینی قابلسنجش و کنارگذاشتن موثر مطالعهی آگاهی تأکید کرد. استدلال او این بود که روانشناسی در مقام یک علم باید منحصرا با رفتارهای مشاهدهپذیر در حیوانات و انسانها سروکار داشته باشد. او بر اهمیت پاداشدهی به رفتارهای مطلوب در پرورش کودکان تاکید داشت و از اصول یادگیری از طریق شرطیسازی کلاسیک (مبتنی بر مطالعهای که روانشناس روس، ایوان پاولوف، روی سگها انجام داده بود) بهره برد. در آمریکا اکثر دانشگاهها به رویگردانی روانشناسی از فلسفه و مبدلشدنش به یک علم تجربی دقیق اهتمام ورزیدند.
در همان دهههای نخستین قرن بیستم نظریهها و فعالیتهای درمانی روانکاوانه توسط زیگموند فروید، پزشک تحصیلکرده در وین، و شاگردان متعددش توسعه یافت. دیدگاه روانکاوانهی فروید نگرهی سنتی دربارهی انسان بهمثابهی یک موجود ذاتا عقلانی را مورد تردید قرار داد. به نزد فروید، ناخودآگاه و سایقها و رانههای اغلب به لحاظ اجتماعی غیرقابلپذیرشش، بهویژه سائقهای جنسی و پرخاشگرانه، نیروهای محرکهی اکثر رفتارهای انسانی و بیماریهای روانیاند. بنابراین به سطح آگاهی آوردن ناخودگاه به هدف درمانی متخصصان بالینی این حوزه تبدیل شد.
ترجمه مقالات و کتابهای روانشناسی به دلیل ملاحظات فوق و پیچیدگی علم روانشناسی ظرایف ویژهای دارد. مترجم متون روانشناسی افزون بر احاطه به مهارتهای علم و فن ترجمه باید بر مفاهیم و نظریههای علم روانشناسی تسلط داشته باشد. زیرا ترجمه هم فعالیتی است ناظر به ویژگیهای صوری متن و هم دارای حساسیتهایی است ناظر به معنا و مفاهیم. ترجمهی محتواهای روانشناسی به متخصصان و دانشجویان این رشته کمک میکند که از جدیدترین پیشرفتهای روانشناسی در محافل علمی و آکادمیک جهان مطلع شوند و دانش خود را به روز کنند. ترجمهی مقالات و کتابهای روانشناسی از یک منظر انتقال فرهنگ بشری در این حوزه خاص محسوب میگردد و میتواند موجب ارتقای دانش درمانگران، روانشناسان و روانپزشکان شود و ازاینحیث به ارتقای وضع سلامت و بهزیستی روانی در جامعه یاری برساند.
برچسب ها:متخصصان ترجمه تخصصی متون روانشناسی اینجا گرد آمدهاند تا ترجمههای روان و دقیق با قیمت مناسب ارائه بدهند.