وقتی یک طبقهی اجتماعی قدرت خود را بر طبقات دیگر اِعمال میکند، این اِعمال قدرت، فارغ از اینکه قهری باشد یا قانونی، یک امر هژمونیک توصیف میشود. «هژمونی» برگرفته از واژهی یونانی «هژمون» است به معنای «سالار». لذا آنتونیو گرامشی در جامعهی سرمایهداریْ بورژوازی را یک امر هژمونیک قلمداد میکند. او معتقد بود قدرت بورژواها ناشی از نفوذ ارزشهای آنها در سرتاسر شئونات جامعه است. هژمونی به دیگر نهادهای اجتماعی نیز نسبت داده شده است. این واژه نخست در دوران پس از انقلاب ۱۹۰۵ روسیه، وقتی پلخانوف آن را برای توصیف رابطهی حزب بلشویک با پرولتاریا به کار برد، به واژگان چپ راه پیدا کرد. اما نظریهپردازان روابط بینالملل در آمریکای شمالی این واژه را به معنایی قدری متفاوت استفاده میکنند. چارلز کیندلبرگر و رابرت گیلپین تأثیر بریتانیا ورای مرزهای رسمی این امپراتوری در قرن نوزدهم و قدرت مشابه ایالات متحده از سال ۱۹۴۵ بهاینسو را یک امر هژمونیک قلمداد کردهاند، این هژمونی کلید قدرتی است که کارکردهای دولت هژمونیک اخیرا در اختیار گرفته است—کارکردهایی که ادعا میشود برای نظم اقتصادی و نظام امنیت لیبرالی بینالمللی، بهمثابهی فراهمآورندهی دامنهای از خیرهای عمومی نظیر بازارهای نسبتا آزاد، ارز تجاری بینالمللی باثبات و یک نیروی بازدارندهی هستهای، یک عنصر ذاتی تلقی میشوند. استدلالهایی از این قبیل با اغراض زیر مورد استفاده قرار گرفتهاند: برای تبیین عمق و مدت زمان رکود دههی ۱۹۳۰ (که ادعا میشود ریشه در فقدان یک هژمون کارا و موثر داشته است)؛ و برای استدلال در خصوص اینکه ذینفعان این رژیم باید در هزینههایش مشارکت بیشتری داشته باشند، هزینهای که بهنحوی نامتناسب بر عهدهی فراهمآورندگان مسلط است و این امر باعث میشود هژمونی به نظامی تبدیل شود که یک میل درونی به خود-ویرانگری دارد.
منیع:
Brown, Garrett W. & mclean, Iain & mcmillan, Alistair, “hegemony” In The Concise Oxford Dictionary of Politics and International Relations, Oxford University Press, 2021
کلمات کلیدی: معانی مختلف کلمه
hegemony،
معنی کلمه hegemony،
hegemony،
معنی hegemony،
hegemony برگردان به فارسی،
hegemony معنا،
hegemony به فارسی،
علوم سیاسی