هر دوی هایدگر و سارتر از این اصطلاح استفاده کردهاند تا به واقعیاتی از زندگی که آزادی ما را محدود میکنند اشاره کنند. در نزد سارتر، هیج آزادیای نمیتواند وجود داشته باشد، جز اینکه در یک موقعیت مشخص مستقر باشد. واقعبودگی به جنبههایی از این موقعیت اشاره دارد که توسط ما تعیّن نیافته است. واقعبودگی شامل گذشتهی ما، تصمیمات دیگر افراد، قوانین فیزیکی و بهماننداینها میشود. واقعبودگی محدودیتهای وجود انسان را مشخص میکند. واقعبودگی آن چیزی است که در برابر امکان گشوده نیست. به نزد هایدگر، واقعبودگی به پرتابشدگی و به این واقعیت که دازاین خود را در جهانی مییابد که از پیش شکل و قوام یافته است، مرتبط است:
«مفهوم واقعبودگی مستلزم آن است که یک هستنده در درونِ جهانْ واجد خصیصهی «در-جهان-بودن» باشد، بهنحویکه خود را درون «تقدیر» خویش، در معیّت هستندههایی که در جهان با آنها مواجه میشود، چونان هستندهای مقیَّد دریابد» (Being and Time, 1927 p.56).
پینوشت: واژهی 'facticity' علاوه بر «واقعبودگی» به «فعلیت» و «مجعولیت» نیز ترجمه شده است.
منبع:
Van Deurzen, Emmy & Raymond Kenward. Dictionary of Existential Psychotherapy and Counselling. Sage Publication. 2005. p.111.
کلمات کلیدی: معانی مختلف کلمه
facticity،
معنی کلمه facticity،
facticity،
معنی facticity،
facticity برگردان به فارسی،
facticity معنا،
facticity به فارسی،
روانشناسی