انتقال متقابل (وارونه) در نظریهی روانکاوی انتقالی است که از جانب روانکاو صورت میگیرد. بنابراین انتقال متقابل یک شکل سوگیری از طرف روانکاو است و ازهمینرو زیگموند فروید آن را معضلی قلمداد کرده که روانکاو باید بر آن غلبه کند. اما در دههی 1950، نظریهپردازان روانکاوی این استدلال را مطرح کردند که انتقال متقابل میتواند یک امر مثبت باشد، زیرا عواطف و اندیشههای برانگیختهشده در درمانگر ممکن است ناشی از انتقال مستقیم حالات روانی بیمار باشد.
روانکاوان وجودی اما نظرگاه متفاوتی دارند. موضوع روانکاوی تمامیت نحوهی هستی مراجع است، یعنی آن چیزی که فرد مراجع در واقع امر هست، گرچه هستی او شامل گذشته و آینده نیز میشود، اما تأکید بر آن چیزی است که اکنون هست. درمانگران وجودی این تصور را دارند که آنها نیز مشابه دیگر انسانها عواطف قوی و غالبا معنیداری نسبت به مراجعان خود دارند. آگاهی از این مطلب بخش مهمی از حرفهی درمانی است و نیاز به ایجاد شفافیت در پویایی رابطهی درمانگر-بیمار دارد. سوگیری درمانگر گاهی مبتنی بر تجربههای گذشتهی خود اوست و گاهی وابسته به رخدادهای اخیر یا جاری و پیشداوریها و نظرات خود اوست. همچنین گاهی این سوگیریها واکنش مستقیم به چیزی است که مراجع برانگیزانده یا افشا کرده است. درمانگر این واکنش شخصی در برابر مراجع را مورد کاوش قرار میدهد تا از آنچه رخ میدهد پرده بردارد، زیرا این امر میتواند مطالب مهمی را دربارهی مراجع، رابطهی درمانی یا سوگیری درمانگر افشا کند، مطالبی که نیازمند بررسی و حلاند.
منبع:
Van Deurzen, Emmy & Raymond Kenward. Dictionary of Existential Psychotherapy and Counselling. Sage Publication. 2005. p. 67.
کلمات کلیدی: معانی مختلف کلمه
countertransference،
معنی کلمه countertransference،
countertransference،
معنی countertransference،
countertransference برگردان به فارسی،
countertransference معنا،
countertransference به فارسی،
روانشناسی