فیلسوفان و رواندرمانگران وجودی، با وجود همهی تفاوتها در نظراتشان، در اهمیتی که برای انتخاب قائلاند و در این باورشان که هویت ما از طریق انتخابهای ما ساخته میشود، اتفاق نظر دارند. نظریهپردازان وجودی به هیچ امر ثابتی، جز مرگ، در زیست انسانی اعتقاد ندارند. انسان، تا فرارسیدن موسم مرگ، همواره در یک جریان پایستهی ناایستادنی در حال «شدن» است. فرد برای حفظ شخصیت خویش همواره آن را انتخاب میکند و برای بودن در یک وضعیت تغییرناپذیر باید مدام به آن وضع پایبند باشد و دوباره و دوباره آن را برگزیند. در رواندرمانی مراجعمحور، «شدن» بهمعنای افزایش خودمختاری است، اما در جریان اصلی تفکر وجودی همهی ما همواره در حال «شدن» هستیم. این «شدن» به معنای بهترشدن یا بدترشدن نیست، بلکه صرفا به این معناست که زیست انسان ساختهی خود اوست.
کیرکهگور با بهرهبردن از این ایدهی هگلی که «شدن» همنهاد [سنتز] هستی و نیستی است، از این اصطلاح به طریق خاصی استفاده میکند تا نشان بدهد که خود آمیزهای از تناهی و عدمتناهی است، بنابراین شدن همنهاد [سنتز] این دو امر در درون یک امر انضمامی است. بهنزد هایدگر، فرایند «شدن» پیامد طریقهی زیست دازاین در زمان است و این طریق همواره عبارت است از افکندگی یا برونفکنی. رواندرمانگران وجودی به جهت «شدن» مراجعان خود در گذشته و اکنون علاقهی فراوانی دارند.
منبع:
Van Deurzen, Emmy & Raymond Kenward. Dictionary of Existential Psychotherapy and Counselling. Sage Publication. 2005. p.31.
کلمات کلیدی: معانی مختلف کلمه
becomming،
معنی کلمه becomming،
becomming،
معنی becomming،
becomming برگردان به فارسی،
becomming معنا،
becomming به فارسی،
روانشناسی