بهشت گمشده نشانهی «کانون» رازورزی—یا تجلّی آن در مکان—است. چینیها جایگاه آن را آسیای میانه میدانند و از آن بهمثابهی باغی یاد میکنند که «اژدهایان خردمند» در آن ساکناند و چهار رودخانهی اصلی جهان—آمودریا، سند، گنگ و نیل—همگی از سرچشمهای واحد در آن منطقه که نامش «دریاچهی اژدها»ست نشئت میگیرند. گذشته از باورهای مسیحی، انبوهی از افسانههای شرقی و غربی دربارهی بهشت گمشده وجود دارد. بهشت گمشده در سنتهای نمادینِ سراسر عالم حضور دارد و بههمیندلیل تعیین سرآغاز راستین آن نیاز به جستوجو دارد. بهشت گمشده بهمثابهی یک نشانهی روح، با وضعیتی مطابقت دارد که از هر گونه پرسش و استفهامی فراتر است. هبوط انسان از بهشت و رجعت به آن به شیوههای مختلف تجلیات نمادین پیدا کرده است، عامترین نمونهی آن هزارتو است. همچنانکه مارک سونیه میگوید: «وقتی انسان در این مسئلهی رازآمیز تعمق میکند، هیچ آرامشی نصیبش نمیشود، زیرا ذهنش که با یک سلسله موانع گذرناپذیر مواجه میشود درهمشکسته میشود...انسان به ترغیب میل خویش، ذهن خود را تسلیم پژوهشهای دقیق در ریزترین اجزای عالم که در ماده محصور شدهاند میکند. انسان میکوشد با کار سخت و پیوسته خویشتن را در هزارتوی علم بازیابد. او هر گاه جهان بینهایت کوچکها و جهان بینهایت بزرگها را فراچنگ آورد باز میتواند با سازواری عالم همدلی کند و در اتحادی وصفنشدنی با همهی موجودات و چیزها در زمین و آسمان درآمیزد». «تعطیلات» هفتگی انگارهی زمانی بهشت است که در نمادپردازی جغرافیایی با مجمعالجزایر آمرزیدگان و اِلدورادو قابلمقایسه است. خصیصهی «گمشدگی» به نشانهی «بهشت» سمتوسوی نمادین مشخصی میبخشد، با نمادپردازی عمومی احساس ترککردن و هبوط ارتباط دارد. امری که اگزیستانسیالیسم مدرن آن را جزء لاینفک سرشت انسان میداند.
منبع:
Cirlot J. E., A Dictionary of Symbols (2th Ed), 2001, Routledge, p. 249-50.
تنها مرکز ویژۀ ترجمۀ تخصصی متون و محتواهای علوم انسانی متخصصان علوم انسانی اینجا جمعاند تا ترجمههای دقیق، روان و با هزینه و سرعت مناسب ارائه بدهند.