پدیدهی «حس عاریهای و ناخودآگاه گناه» را نخستینبار فردریک ایکوف (1989) در ارتباط با فرزندان نازیها توصیف کرد. والدین این فرزندان برای ممانعت از احساس گناه ناشی از اعمالشان انکار سرسختانهای را در پیش گرفته بودند. اما این احساس گناه در فرزندان آنها رسوب کرده و انباشته شده بود. جوزف فرناندو با مرور ادبیات تحقیقی این بحث و اثرات مربوطهاش، «حس عاریهای گناه» را در دو گونه طبقهبندی کرده است. این دو رده ناشی از احساس گناهی هستند که 1) فرد والد آن را احساس میکند، اما انکارش میکند و یا 2) فرد والد باید آن را احساس کند، اما احساس نمیکند. گونهی نخست یک استفادهی محدود از اصطلاح «حس گناه عاریهای» است. گونهی دوم به این واقعیت اشاره دارد که فرزند آماج اتهاماتی قرار گرفته است که خود او در درون خودش آنها را متوجه والد خویش میکرده است. «مفهوم دفاع اخلاقی» ویلیام رونالد فیربرین نیز ارتباط ویژهای با این زمینه دارد.
منبع:
Akhtar, Salman, Comprehensive Dictionary of Psychoanalysis, Karnac Books Ltd, 2009, p. 41.
کلمات کلیدی: معانی مختلف کلمه
borrowed sense of guilt،
معنی کلمه borrowed sense of guilt،
borrowed sense of guilt،
معنی borrowed sense of guilt،
borrowed sense of guilt برگردان به فارسی،
borrowed sense of guilt معنا،
borrowed sense of guilt به فارسی،
روانشناسی