این اصطلاحات را جیمز گروتشتاین (۱۹۷۷) به کار گرفت تا طرق مختلف شکلگیری و فعالیت «خود» را مفهومپردازی کند. «خودزادی» به نگرگاهی اشاره دارد که خود بهواسطهی خود-آفرینشگری و آفرینش ابژههای خارجیاش تعریف میشود. «کیهاننگری» همزاد «خودزادی» است و به تکنیک روایتشناسانهای ارجاع دارد که بهواسطهی آن فرایندهای اولیه و همانندسازی فرافکنانه باعث سوقدادن رخدادهای خارجی به شخصیشدن میشود. «کیهاننگری» بهمثابهی یک مفهوم با ایدهی دونالد وینیکات در خصوص آفرینش یک «ابژهی سوبژکتیو» پیش از اینکه دگربودگی ابژه یا ابژهی ابژکتیو بتواند فهم گردد، ارتباط نزدیک دارد. این امر باعث شد گروتشتاین به مفهوم سوم خود، یعنی «دگرسانی»، نائل شود. «دگرسانی» به تخیّل و شناسایی تدریجیِ آفرینش و تعریف خود بهواسطهی ابژههای خارجی اشاره دارد. گروتشتاین تاکید میکند که «خودزادی» و «دگرسانی» با هم رابطهای دیالکتیکی دارند. افزونبرآن، «خودزادی» و «کیهاننگری» بهواسطهی تملک بر تعیّنیافتگی روانی خویشتن، به این رابطه بهنحوی پارادوکسیکال سرشتی نسبی میبخشند. این رخداد در فرد روانپریش رخ نمیدهد زیرا اوست که در تملک «تعینیافتگی» روانی است. «خودزادی» و «کیهاننگری» پیشآهنگ اندیشیدن و لذا یک مانع روانی در برابر اثرات تروماهای روانی خارجی هستند. در مقابل، «دگرسانی» دستیابی به «ثبات ابژه» از طریق فرایند «جدایی-تفرد» را پیشفرض میگیرد و بنیاد رابطهی خود-ابژه تفکیکشده را شکل میدهد. «خودزادی» و «کیهاننگری» همراه هم در ذیل «آفرینشگری روانی» قرار میگیرند و بالذات بازتاب روانشناسی اولشخصاند. «دگرسانی» در دل «بیناسوژگی» جای دارد و لذا بازتاب روانشناسی ناظر به دو شخص است.
ترجمه از
Akhtar, Salman, Comprehensive Dictionary of Psychoanalysis, Karnac Books Ltd, 2009, p. 30.
تنها مرکز ویژۀ ترجمۀ تخصصی متون و محتواهای علوم انسانی متخصصان علوم انسانی اینجا جمعاند تا ترجمههای دقیق، روان و با هزینه و سرعت مناسب ارائه بدهند.