بلاگ ارغنون | خرده‌تأملاتی در باب انسان و اندیشه صفحه اصلی درباره ما ورود / ثبت نام مترجم ورود / ثبت نام کاربر واژه نامه

شما اینجا هستید: ارغنون > بلاگ > گاه‌شماری فلسفه (8): بودا و آموزه‌ی نیستی خود (آناتا)

گاه‌شماری فلسفه (8): بودا و آموزه‌ی نیستی خود (آناتا)


گاه‌شماری فلسفه (8): بودا و آموزه‌ی نیستی خود (آناتا)

‌در زمانه‌ی بودا، همچون روزگار کنونی، آیین هندو دین اصلی مردمان سرزمین هند بود. بودا با بعضی آموزه‌های آیین هندو موافق بود، از جمله آموزه‌ی کارما و تناسخ، اما با دیگر عقاید هندوان همدل نبود. از جمله‌ی این عقاید ایده‌ی نفْس یا خودِ جاویدان (آتمن) بود که در اوپانیشادها نیز آمده بود. آتمن در نهایت امر با واقعیت مطلق (برهمن) برابر بود. بودا، در نقطه‌ی مقابل، تعلیم می‌داد که هیچ نفْس یا خودی وجود ندارد که به معنای یک «منِ  خود-این‌همان» یا یک جوهر بادوام در گذر زمان باشد. ایده‌ی نیستی خود (آناتا) یکی از آموزه‌های محوری بودا و یکی از سه «نشان هستی» یا یکی از چهار «نشان دارما» بود. 
بودا بر این باور بود که آنچه خود یا نفس نامیده می‌شود فقط گردایه یا انباره‌ای از عناصر روانی و جسمانی است. این عناصر عبارتند از بدن، ادراکات، عواطف، آگاهی و غرایز یا امیال (که برخی از آنها ناخودآگاه‌اند). مادامی که ما زنده‌ایم، این پنج عنصرِ مُدام در تغییرْ در هیئت یک واحدِ کمابیش یکپارچه گردهم‌ می‌آیند، اما هرگز یک «شیء» یا یک «هویت» را شکل نمی‌دهند. به هنگام مرگ این واحد مضمحل و متفرّق می‌گردد. هیچ نفس، یا «من»ی وجود ندارد که از مرگ جان‌به‌دربرد. معضل اعتقاد به کارما و تناسخ برای بودا از همین‌جا ناشی می‌شود. اگر نفس یا خودِ پاینده‌ای وجود ندارد، در تناسخ چه چیز به دیگری منتقل می‌شود و چه چیز حامل کارماست؟ پاسخ بودا این بود که یک قسم ساختار روانی آکنده از کارما وجود دارد که به زندگانی بعدی منتقل می‌شود، اما این ساختار نفس یا خود نیست، بلکه صرفا یک بسته‌ی اطلاعاتی متشکل از عادات و امیال و به‌مانند‌آنهاست که پس از مرگ باقی است و اساس تناسخ بعدی فرد را شکل می‌دهد.
انکار نفس از جانب بودا به آموزه‌ی کلیدی دیگر او، یعنی «ناپایداری» («آنیچا») نیز ارتباط دارد.  بودا تعلیم می‌داد که واقعیت یک پندارِ مُدامْ دگرگون‌شونده است، جریانی است که در آن هیچ چیز پاینده نیست. همه‌چیز دائم تغییر می‌کند، چنانکه در گذر لحظه‌ها هیچ چیزی به‌معنای حقیقی کلمه «خودش» باقی نمی‌ماند. این بخشی از دلیل عدم اعتقاد بودا به وجود «خود» است. چنانکه ملاحظه کردیم، [از منظر بودا] تغییر چنان خصلت بنیادینی در طبیعت است که موجب می‌شود همه‌ی ما در زندگانی بعدی‌مان اشخاص کاملا متفاوتی باشیم. 

 

ترجمه از 
Bassham, Gregory, The Philosophy Book, 250 Milestones in the History of Philosophy, Sterling, New York, 2016.


کلمات کلیدی: بودا، آیین بودا، روح، خود