بلاگ ارغنون | خرده‌تأملاتی در باب انسان و اندیشه صفحه اصلی درباره ما ورود / ثبت نام مترجم ورود / ثبت نام کاربر واژه نامه

شما اینجا هستید: ارغنون > بلاگ > گاه‌شماری فلسفه (6): کسنوفانس کولوفونی

گاه‌شماری فلسفه (6): کسنوفانس کولوفونی


گاه‌شماری فلسفه (6): کسنوفانس کولوفونی

‌‌در نزد یونانیان باستان هومر بیش از یک شاعر بود. او یک فرزانه‌‌ی دینی و اخلاقی والامقام نیز بود. لذا وقتی کسنوفانس، شاعر-فیلسوف همواره راه‌گذر، با نقدی آتشین بر او هجمه برد، بلوایی ایجاد شد.
کسنوفانس هومر را به‌سبب نسبت‌دادن صورت انسانی و عیوب اخلاقی‌ای چون سرقت و زنا به خدایان به بدگویی از آنها متهم کرده است. کسنوفانس خاطرنشان کرده است که انسان‌ها خدایان را «انسان‌انگاری» می‌کنند و تصور می‌کنند که «آنها زاده شده‌اند، جامه بر تن می‌کنند و صدا و سیمایی شبیه آنان دارند»، لیکن کسنوفانس معتقد بود که این فقط ناشی از کبر آدمی است. زیرا اگر «گاوان، اسبان و شیران دست داشتند و می‌توانستند با دستانشان بنگارند و یا همچون آدمی آثاری را خلق کنند، اسبان نگاره‌های اسب‌گونه، گاوان نگاره‌هایی گاوگونه و شیران نگاره‌های شیرگونه از خدا ترسیم می‌کردند و هر یک آثاری شبیه جسم خویش خلق می‌کردند و خدا می‌انگاشتند».
کسنوفانس در حوالی سال 570 پیش از میلاد در کولوفون زاده شد، شهری که حدودا در 50 مایلی میلتوس در آسیای صغیر قرار داشت. وقتی مِدِس کولوفون را در 546 پیش از میلاد فتح کرد، کسنوفانس تبعید شد و به غرب گریخت. او باقی عمر همچون چکامه‌سرایی سرگردان عمدتا در ایتالیا و سیسیل روزگار گذراند و اشعار خود و دیگران را ازبَرمی‌خواند. شاید در جریان همین مسافرت‌هایش بود که به ذهنش خطور کرد که آدمیان در همه‌جا انگاره‌های خویش را بر صورت خدایان نقش می‌زنند، چنانکه به طعنه می‌گوید «مردمان اتیوپی خدا را پهن-بینی و سیاه‌پوست می‌انگارند و مردمان تراکیه چشم‌‌آبی و سُرخ‌موی».
کسنوفانس در حقیقت معتقد بود که «یک خدا وجود دارد که در میان خدایان و آدمیان بزرگترین است و به‌هیچ‌وجه از حیث ذهن یا بدن شبیه موجودات فانی نیست». برخی محققان نیز بر این باورند که کسنوفانس خدا را با جهان یکی می‌انگاشته است و کل جهان را چونان موجودی زنده، آگاه و الهی می‌نگریسته است. اگر چنین باشد، کسنوفانس نخستین فیلسوف غربی است که صورتی از همه‌خداباوری را پذیرفته است.
کسنوفانس به‌طرز مطبوعی در خصوص تأملات دینی و فلسفی‌ خویش فروتن بود. او می‌نویسد «برخی حقایق را هیچ انسانی ندیده است و هرگز انسانی وجود نخواهد داشت که درباره‌ی خدایان و درباره‌ی آنچه من از آن سخن می‌رانم همه‌چیز را بداند. زیرا حتی اگر او در گفتن حقیقت کامیاب گردد، باز هم چه‌بسا به آن معرفت نداشته باشد، زیرا همه‌جا فقط عقیده است که در کارست». 

 

منبع:
Bassham, Gregory, The Philosophy Book, 250 Milestones in the History of Philosophy, Sterling, New York, 2016.
 


کلمات کلیدی: تاریخ فلسفه، کسنوفانس کولوفونی، فلسفه‌ی یونان، فلسفه‌ی پیشاسقراطی