گاهشماری فلسفه (4): فیثاغورث
ما اطلاعات قطعی اندکی دربارهی فیثاغورث در دست داریم. او هیچ نوشتهای از خود بر جا نگذاشت، اما افسانههای فراوانی دربارهی او پس از مرگش پدیدار شدند. لیکن تردیدی نیست که فیثاغورث تأثیر عظیمی بر تمدن غربی گذاشت. آنچه میدانیم این است که او در جزیرهی ساموس متولد شد، جزیرهای کوچک در نزدیکی سواحل ترکیهی امروزی و بسیار نزدیک به میلتوس. او در میانهی زندگیاش به شهر کروتون نقلمکان کرد، یک کوچگاه بزرگ یونانی در سواحل جنوبی ایتالیا. فیثاغورث در آنجا اجتماعی دِیرگونه بنیاد نهاد. این اجتماع هم به فعالیتهای دینی اختصاص داشت و هم به فعالیتهای فکری و به روی همهی مردان و زنان گشوده بود. یکی از اندک نقلقولهای برجاماندهی منسوب به او این است که «همه چیزِ یاران اشتراکی است».
اینطورکه پیداست فیثاغورث نخستین متفکر غربی معتقد به تناسخ یا حلول روح در تن دیگری بوده است. هرچند شواهد محل تردیدند، اما او گویا باور داشته است که بدن «قبر» روح است، روح بر تن نازل میشود و به ناخالصیهایش آلوده میشود. تقدیر روح این است که بارها و بارها درون تن انسان و حیوان تولد دوباره یابد تا سرانجام با زیستن یک زندگی دینی و بیآلایش از چرخهی تولدهای چندباره رهایی یابد.
فیثاغورث بهسبب عرضهی قضیهی فیثاغورث در هندسه نیز شهرت دارد. او همچون افلاطون معتقد بود که ریاضیات ذهن را رفعت میبخشد و کمک میکند بر آنچه ابدی و الهی است متمرکز شود. او همچنین تعلیم میداد که ریاضیات برای فهم جهان فیزیکی نیز ضرورت دارد. زیرا طبیعت یک هارمونی سازمانمند است که (چنانکه بعدها گالیله نیز اشاره کرد) به زبان ریاضیات نوشته شده است. نقل است که او واژهی «فلسفه» (دوستداشتن خرد) را برای کارهای فکری دقیق برگزید، کارهایی که برای تهذیب نفس و تعالیبخشیدنش به سطح الوهیت ضرورت دارند.
فیثاغورث بهسبب تأثیرش بر افلاطون نیز شهرت دارد. باور افلاطون به انفکاک ذهن از بدن، به تناسخ، به نامیرایی نفس، به فسادپذیری اثرات تن، به نقش فلسفه و ریاضیات در زیست مطلوب انسانی و نائلشدن به ثمربخشی معنوی؛ همگی تأثیرات قوی فیثاغورثیاند. افلاطون بیتردید یکی از بزرگترین متفکران تمدن غربی است و ازاینرو فیثاغورث نیز بهطور غیرمستقیم چنین است.
ترجمه از
Bassham, Gregory, The Philosophy Book, 250 Milestones in the History of Economics, Sterling, New York, 2016.
کلمات کلیدی: فلسفهی یونان، تاریخ فلسفه، فیثاغورث، افلاطون