بلاگ ارغنون | خرده‌تأملاتی در باب انسان و اندیشه صفحه اصلی درباره ما ورود / ثبت نام مترجم ورود / ثبت نام کاربر واژه نامه

شما اینجا هستید: ارغنون > بلاگ > تاریخ اندیشه‌ی اقتصادی (17): بحران تراز تجاری در انگلستان قرن هفدهم

تاریخ اندیشه‌ی اقتصادی (17): بحران تراز تجاری در انگلستان قرن هفدهم


تاریخ اندیشه‌ی اقتصادی (17): بحران تراز تجاری در انگلستان قرن هفدهم

‌در اوایل دهه‌ی ۱۶۲۰ صادرات منسوجات در انگلستان به‌میزان معناداری کاهش یافت. این پدیده موجب گسترش بیکاری شد. مهمترین تبیینی که در آن دوران برای این پدیده ارائه شد، به کمبود پول در اثر عدم توازن در نرخ مبادله‌ی ارز اشاره داشت. جرارد دِمالینس، بازرگان و مقام حکومتی، استدلال کرد که ضرابخانه ارزش مسکوکات را نسبت به محتوای فلزات گرانبهای به‌کاررفته در آنها تنزل داده است و نتیجه این شده که ارزش واقعی مسکوکات از ارزش اسمی آنها کمتر شده است. عدم توازن بدین معنا بود که انگلستان پول کمتری را در ازای صادرات دریافت می‌کرد و پول بیشتری را در ازای واردات پرداخت می‌کرد. حاصل این پدیده خروج طلا و نقره از کشور بود. برای حل این بحران، دِمالینس از کنترل نرخ مبادله‌ی ارز به منظور افزایش ارزش پول ملی طرفداری می‌کرد.
توماس مان و ادوارد میسِلدِن که هر دو در استخدام بازرگانان آن دوران بودند با این استراتژی مخالفت کردند و به‌جایش از یک «دکترین تراز تجاری» دفاع کردند. به‌عقیده‌ی این دو اقتصاددان، دمالینس و دیگران دچار اشتباه شده بودند: این رابطه‌ی میان ارزش صادرات و واردات است که ارزش پول و شمش فلزات گرانبها را معیّن می‌کند، و نه بالعکس. از نظر مان و میسلدن، برای آهسته‌کردن خروج طلا و نقره از کشور، دولت انگلستان ناگزیر بود واردات کالاهای غیرضروری را کاهش دهد—چه کالاهای لوکس شرقی و چه کالاهای ساخته‌ شده‌ای که می‌توانست در داخل تولید گردد. از سوی دیگر، دولت باید صادرات را با ایجاد تضمین در خصوص اینکه کالاهای انگلیسی توان رقابت موثر در بازار جهانی را دارند افزایش می‌داد. این اقدامات به افزایش حمایت‌های دولتی همچون اختصاص یارانه برای صنایع صادراتی و نرخ مبادله‌ی ارز پایین‌تر نیاز داشت.
میسلدن و مان کمبود پول در انگلستان را معضل نمی‌دیدند، زیرا در نزد آنها این موضوع به معنای کاهش در میزان ثروت که نمودش مسکوکات طلا و نقره بودند تلقی نمی‌شد، بلکه کاهش پول به معنای فقدان منابع مالی برای تسهیل تولید و تجارت بود. اگر شرکت‌های انگلیسی به حد کافی رقابتی می‌بودند، صادرات حاصله می‌توانست میزان شمش‌های طلا و نقره‌ی لازم را تأمین کند.
این بحث رابطه‌ی تنگاتنگ میان پول و فعالیت اقتصادی را آشکار می‌سازد و نشان می‌دهد که چگونه ارزش پول نیروهای بنیادین عرضه و تقاضا را به حرکت درمی‌آورد. این نگرش به پول به‌مثابه‌ی سرمایه‌ی مالی و نه چیزی که باید انباشته گردد نشان داد که پول چگونه تولید و تجارت را تسهیل می‌کند. مباحث امروزین درباره‌ی تجارت نیز پژواک مضامین مشابهی است. حتی اقتصاددانانی که به نفع  تجارت آزاد برای عموم مردم استدلال می‌کنند نیز اغلب به تشویق صادرات و ایجاد محدودیت در واردات گرایش دارند. 

ترجمه از

Medema, Steven G, The Economics Book: From Xenophon to Cryptocurrency, 250 Milestones in the History of Economics, Union Square & Company, 2019.
 


کلمات کلیدی:

تاریخ اندیشه‌ی اقتصادی، تراز تجاری، سرمایه‌ی مالی