بلاگ ارغنون | خرده‌تأملاتی در باب انسان و اندیشه صفحه اصلی درباره ما ورود / ثبت نام مترجم ورود / ثبت نام کاربر واژه نامه

شما اینجا هستید: ارغنون > بلاگ > تاریخ اندیشه‌های اقتصادی (11): اصلاحات پروتستانی

تاریخ اندیشه‌های اقتصادی (11): اصلاحات پروتستانی


تاریخ اندیشه‌های اقتصادی (11): اصلاحات پروتستانی


تاریخ‌های علم اقتصاد معمولا مارتین لوتر را نادیده انگاشته‌اند. مارتین لوتر یک الهی‌دان آلمانی بود که اعتراض‌هایش علیه کلیسای کاتولیک موجب ظهور اصلاحات پروتستانی شد. اما لوتر، همچون همکار اصلاح‌گرش ژان کالون، دغدغه‌ی امور اقتصادی را نیز داشت. وقتی اصلاحات اتفاق افتاد، ایده‌های آنها ملل پروتستان همچون آلمان، هلند، سوئیس و اسکاتلند را به جامعه‌ای تجاری‌تر سوق داد. رشد اقتصادی‌ای که اصلاحات دینی پدید آورد، ماکس وبر، جامعه‌شناس آلمانی، را واداشت که در کتاب سال ۱۹۰۵ خویش، «اخلاق پروتستانی و روح سرمایه‌داری»، سبب ظهور جوامع سرمایه‌داری اروپایی را این اصلاحات بداند. 
لوتر، همچون توماس آکویناس، بر نظام بازار صحّه گذاشت—مادامی‌که درون مرزهای مشخصی عمل کند. او انحصار، فعالیت‌های تجاری نامنصفانه و سفته‌بازی را نکوهش می‌کرد. قصد او این بود که ربا را فقط در صورتی مجاز بشمارد که نرخ بهره معقول و متعادل باشد و موجب استثمار محرومان نشود. خلاصه اینکه او موانع اقتصادی نظام مَدرسی را تا حدودی از میان برداشت، البته با احتیاط و ظنّ.
دیدگاه‌های کالون نیز عمدتا در راستای آراء لوتر بود، جز یک استثناء. کالون معتقد بود هم کلیسا و هم دولت باید مشوق صنعت و تجارت باشند. او مروج اخلاق حرفه‌ای بود و عواید مالی حاصل از کار را موهبت الهی می‌شمرد. کالون در برابر جست‌و‌جوی سود از برای سود مقاومت می‌کرد و معتقد بود قوانین وضع‌شده توسط انسان‌ها باید فعالیت‌های تجاری غیرالهی همچون تقلب و کلاهبرداری را منع کند، همچنانکه انجیل چنین کاری کرده است. کالون، برخلاف همه‌ی نیاکان فکری‌اش، تمایل داشت در خصوص قرض‌ با بهره اغماض به خرج دهد، مادامی‌که این عمل درون مرزهای اخلاق اتفاق بیفتد. 
بنیاد دیدگاه‌های لوتر و کالون، برخلاف اندیشه‌ی یونانیان و توماس آکویناس، قانون طبیعی نبود، بلکه عمل به اخلاق مسیحی بود آن‌طورکه به‌واسطه‌ی خوانش آنها از انجیل قوام‌یافته بود. به‌عقیده‌ی لوتر و کالون، رفتار انسان باید از اراده‌ی الهی پیروی کند. مقصود آنها از اراده‌ی الهی این بود که قاعده‌ی زرین اخلاق باید بر روابط اقتصادی حکمفرما باشد: با دیگران چنان کن که دوست‌ داری با تو چنان کنند. بدین‌معنی، این متفکران اصلاح‌گر نماینده‌ی یک چرخش اولیه بودند به‌سوی ارزیابی فعالیت‌های اقتصادی بر اساس پیامدهای زیست روزمره، و نه بر اساس مفاهیم انتزاعی‌ای همچون «خیر». باور آنها مبنی بر اینکه رشد ثروتْ هم به فرد منفعت می‌رساند هم به جامعه، به بنیادی برای اندیشه‌ی اقتصادی تبدیل شد.

 

منبع:
Medema, Steven G, The Economics Book: From Xenophon to Cryptocurrency, 250 Milestones in the History of Economics, Union Square & Company, 2019.
 


کلمات کلیدی: تاریخ اندیشه اقتصادی، مارتین لوتر، ژان کالون، اصلاحات پروتستانی