اندیشهورزان علوم انسانی: میخائیل باختین (1975-1895)
میخائیل باختین یک فیلسوف و نظریهپرداز ادبی اهل روسیه بود که نظریههای زبانیاش بر مطالعهی ارتباطات و فرهنگ عامه اثرگذار بود. مفهوم باختینی زبان و کنشهای فردی برقراری ارتباط بهقطعیقین امری است اجتماعی. نظریهی او بر بافتار میانفردی معناداری متکی بود و دغدغهی انواع گوناگون قدرت را داشت. بهاصطلاح باختین، زبان امری است دایرمدار گفتوگو—یعنی ذاتا بر بنیاد مکالمه استوار است و با بدهوبستان شکل میگیرد؛ زبان یک توصیف تکگویانه از جهان یا یک آینه از نیّات گویندگان نیست. زبان در فصل مشترک ایدئولوژیهای مسلط و گفتمانهای غیررسمی که مُدام امکانهای نوینی را میگشایند شکل میگیرد. فرمهای متنی مبتنی بر چندصدایی [1] با کنار هم نهادن سبکها و منظرهای روایی از این امکان خلاقانه بهره میبرند—باختین در اصل این مطلب را دربارهی رمان گفته است (مسائل بوطیقای داستایفسکی 1929؛ تخیل مکالمهای 1975). مفهوم اثرگذار کارناوالگرایی [2] باختین به منازعه و تقابل گفتمانهای سلطهجو اشاره دارد (رابله و جهانش 1966).
این دغدغهها باعث شد او با مکتب زبانشناختی فرمالیستهای روس در دههی 1920 و نیز با جریان وسیعتر زبانشناسی ساختارگرایانهی فردیناند دوسوسور به مناقشه برخیزد. باختین در سال 1929 با مقامات شوروی درگیر شد و به قزاقستان تبعید شد. او تا دههی 1950 در آنجا ماند. از او خیلی دیر قدردانی شد و سرانجام در سال 1957 به استادی در دانشگاه مسکو منصوب شد. اکثر دانشپژوهان متفقالقولاند که برخی آثار باختین به نام افراد دیگری انتشار یافته است، از جمله کتاب «روشهای صوری در دانش ادبی» (1928، که به پی. اِن. مدودف منسوب است).
[1] Heteroglossic
[2] carnivalesque
ترجمه از:
Calhoun, Craig (ed), Dictionary of the Social Sciences, Oxford Universoty Press, 2002, p 29-30.
کلمات کلیدی: میخائیل باختین، منطقه مکالمهای، چندصدایی، کارناوالگرایی