اندیشهورزان علوم انسانی: مارشال مکلوهان (198-1911)
مارشال مکلوهان با نظریاتش در خصوص نسبت میان تکنولوژیهای رسانه و فرهنگ در دههی 1950 و 1960 مخاطبان وسیعی یافت. او در وسیعترین سطح معتقد بود که سمتوسوی رشد اجتماعی و سرشت تجربهی انسانی—حتی در سطح سازماندهی حواس—عمدتا بهواسطهی تکنولوژیهای رسانهای هر دوران تعیین میشود. از این حیث و بهمنزلهی یک عامل تعیینکنندهی امکانهای اجتماعی است که «رسانه پیام است»—بدینمعناکه رسانه حامل امکانها و محدودیتهای بیان است.
مکلوهان سه تغییر تاریخی عمده را در تکنولوژیهای رسانه شناسایی کرده است: (1) ابداع الفبای آوایی که اهمیت واژگان مکتوب را در جامعهی بشری ارتقا داد؛ (2) ابداع ماشین چاپ گوتنبرگ و چاپ سربی که حامل نطفهی اصلی تولید انبوه آثار مکتوب بود؛ و (3) ارتباطات الکترونیکی که با تلگراف آغاز شد، تکنولوژیای که به عقیدهی مکلوهان بُعد حسی نیرومند ارتباطات را احیا کرد. این نکتهی آخری اساس مقایسهی نامعمول مکلوهان میان تلویزیون—بهمنزلهی رسانهای که تصویر را به کار گرفته و حواس انسانی را وسعت بخشیده است—و چاپ— همراه با موانع عقلانی و خطیاش—بود. افزونبرآن او استدلال میکرد که تلویزیون یک رسانهی «سرد» یا مشارکتی است—در مقابل یک رسانهی «گرم» که امکان پاسخدادن مخاطب را نفی میکند.
در نزد مکلوهان، تکثیر رسانهی الکترونیک در دوران مدرن واجد یک اثر بینالمللی عمیق بوده است. اثری که «دهکدهی جهانی» اطلاعات مشترک —اما نه لزوما منافع مشترک—را پدید آورده است. آثار اصلی مکلوهان عبارتند از: «عروس ماشینی» (1951)، «کهکشان گوتنبرگ» (1962)، «فهم رسانه» (1964) و «دهکدهی جهانی» (1989).
ترجمه از
Calhoun, Craig (ed), Dictionary of the Social Sciences, Oxford University Press, 2002, p 301.
کلمات کلیدی: مارشال مکلوهان، دهکدهی جهانی، ارتباطات