اندیشهورزان علوم انسانی: آرتور پیگو (1959-1877)
آرتور پیگو یک اقتصاددان برجستهی نئوکلاسیک بود. شهرت او ناشی از تحلیل صوریاش از افزایش رفاه اقتصادی بود—که مشهورترین روایتش در کتاب «اقتصاد رفاه» مطرح شده است. پیگو همچون آلفرد مارشال دغدغهی فقر و نابرابری را داشت. اما به خلاف پیشینیان نئوکلاسیکش معتقد بود که منافع خصوصی و اجتماعی ممکن است همگرایی نداشته باشند.
نظریهپردازی در خصوص سود و هزینهی حاشیهای شاید مهمترین دستاورد پیگو باشد. هزینههای حاشیهای خصوصی مخارجی هستند که تولیدکننده برای تولید یک واحد کالای اضافی متحمل میشود. هزینههای حاشیهای اجتماعی مخارجی هستند که جامعه برای تولید آن واحد اضافی به تولیدکننده تحمیل میکند. بهطورمشابه، سود حاشیهای خصوصی بهواسطهی بهایی که تولیدکننده به دست میآورد سنجیده میشود و سود حاشیهای اجتماعی به سودی که جامعه حاصل کرده است اشاره دارد. هرگاه هزینههای خصوصی (یا سودهای خصوصی) با هزینههای اجتماعی (یا سودهای اجتماعی) تفاوت داشته باشند، آنگاه منافع خصوصی و اجتماعی دچار واگرایی میشوند. بهعبارتیدیگر، رفاه اجتماعی با مجموع رفاه افراد برابر نخواهد بود.
سادهترین مثال برای چنین وضعی هنگامی رخ میدهد که تولید یک کالا مستلزم فرسایش شدید محیط زیست باشد یا وقتی توسعهی یک بنگاه هزینهی تولید دیگر بنگاههای تولیدی حاضر در آن صنعت را کاهش بدهد. در مورد اول، هزینههای اجتماعی از هزینههای خصوصی بیشتر است؛ در مورد دوم سود اجتماعی از سود خصوصی بیشتر است. پیگو دریافت که رقابت انحصاری منشأ دیگرِ واگرایی میان منافع خصوصی و اجتماعی است. در چنین موقعیتهایی اقتصاد میتواند سرمایهگذاری بسیار اندکی را در امور زیربنایی جامعه، نظیر بیمارستانها و مدارس، تجربه کند. در نظر پیگو، این یک توجیه برای مداخلهی دولت است. توجیه دیگر ناشی از استدلال دیگر پیگوست مبنی بر اینکه رفتار غالب افراد کوتهبینانه است و اکثرا میل دارند برآوردن نیازها در زمان حال را به آینده ترجیح بدهند. در نظر پیگو، این بدان معناست که افراد خیلی کم پسانداز میکنند و این امر به سرمایهگذاری اندک و خلق محدود سرمایهی جدید منتهی میشود. آنها منابع طبیعی را به سرعت مصرف میکنند و هدر میدهند. پیگو نتیجه میگیرد که برای مواجهه با هر دو معضل، مالیات بر مصرف لازم است.
چون انگیزهی بنگاهها کسب منفعت شخصی است، پیگو معتقد بود که سیاست لسهفِر زمانی موجه است که منافع اجتماعی و خصوصی بر هم منطبق باشند. وقتی این دو همگرا باشند، مداخلهی دولتی نیاز است تا این تضمین ایجاد شود که رفاه اجتماعی ارجحیت دارد. برخلاف بسیاری از اقتصاددانان آن زمانه، پیگو معتقد بود که مقایسههای بینفردی میتواند میان افراد دارای پسزمینهی قومی مشابه انجام شود. برایناساس، او میپنداشت که داوری ارزشی در خصوص رفاه نسبی بهجهت تعیین رهنمودهای عملی برای کار دولت ممکن است.
پیگو در کرسی اقتصاد سیاسی دانشگاه کمبریج جانشین آلفرد مارشال شد و تا هنگام بازنشستگیاش در سال 1943 در این سمت باقی ماند.
ترجمه از
Calhoun, Craig (ed), Dictionary of the Social Sciences, Oxford Universoty Press, 2002, p 362.
کلمات کلیدی: آرتور پیگو، اندیشهورزان علوم انسانی، اقتصاد، اقتصاد نئوکلاسیک، آلفرد مارشال