اندیشهورزان علوم انسانی؛ کورت لوین (1947-1890)
کورت لوین، روانشناس اجتماعی آلمانی-آمریکایی، در 9 سپتامبر 1899 در شهر موگیلنو در کشور پروس زاده شد. او در دانشگاههای فرایبورگ و مونیخ تحصیل کرد و در سال 1914 از دانشگاه برلین دکترا گرفت. لوین از سال 1921 تا زمان به قدرت رسیدن هیتلر در 1933 در دانشگاه برلین تدریس میکرد. پس از آن او به آمریکا مهاجرت کرد. او پیش از آنکه در سال 1935 به مقام استادی روانشناسی کودک در ایستگاه تحقیقاتی بهزیستی کودکان در دانشگاه دولتی آیووا برسد، در دانشگاههای استنفورد و کُرنل استاد مدعو بود. لوین در سال 1945 آیووا را ترک کرد تا مرکز پژوهشی پویایی گروه را در موسسهی تحقیقاتی ماساچوست راهاندازی کند. او استاد مدعو در دانشگاههای برکلی، کالیفرنیا و هاروارد نیز بود.
در آیووا، لوین و همکارانش پژوهشهای قابلتوجهی دربارهی اثر روشهای رهبری دموکراتیک، خودکامانه و تؤامان با مداخلهی کمینه [لسهفر] بر دیگر اعضای گروه انجام دادند. لوین بر اساس آزمایشهای کنترلشده با گروههایی متشکل از کودکان، به این باور رسید که برخلاف عقیدهی عمومی قدرت رهبر دموکراتیک از قدرت رهبر خودکامه کمتر نیست و شخصیت افرادی که تحت رهبری هستند در اثر تغییر در جوّ اجتماعی بهسرعت و عمیقا دگرگون میشود. لوین استدلال میکرد که در جریان اثرگذاری چنین تغییراتی بر الگوهای رفتار انسان، گروههای دموکراتیکی که برنامهریزی بلندمدت دارند از حیث ابتکار و زیست اجتماعیِ خلاقانه نسبت به گروههای دموکراتیک و گروههای رهبری تؤامان با مداخلهی کمینه برتری دارند. او مدعی بود که رویهها هر چه دموکراتیکتر باشند، مقاومت در برابر تغییر کمتر است.
اگر بخواهیم یک گروه غیردموکراتیک به گروه دموکراتیک تبدیل شود، عواملی اصلیای که باید مدّنظر قرار بگیرند ایدئولوژی، شخصیت اعضای گروه و مکان قدرت فیزیکی قهری در درون گروه است. لذا گرچه قدرت فیزیکی قهری تنها عامل مدّنظر نیست، اما لوین منتقد باور سادهاندیشانه به نیکبودن سرشت انسان است، زیرا چنین سادهاندیشیای این واقعیت را که ایدئولوژی صرفا با آموزش و انگیزش اخلاقی تغییر نمیکند از نظر دور میدارد. تغییر ایدئولوژی فقط با تغییر در توزیع قدرت فیزیکی قهری قابلانجام است. او همچنین هشدار میداد که رفتار دموکراتیک را نمیتواند با روشهای خودکامانه آموخت. اعضای گروه باید دستکم «احساس» کنند که رویهها «دموکراتیک»اند.
لوین یک روانشناس مکتب گشتالت بود و این رویکرد وقتی او نظریهی میدانی را بنیان نهاد بر اندیشهی او تأثیر محتوایی داشت. نظریهی میدانی یک رویکرد به مطالعهی رفتار انسانی است، و نه یک نظریه با محتوایی که میتواند برای اهداف تبیین، پیشبینی و کنترل مورد استفاده قرار گیرد. کار او در این عرصه تأثیرگذارترین عنصر در روانشناسی اجتماعی مدرن شناخته شده است. رویکرد او به میزان عظیمی از پژوهشها منتهی شد و حوزههای جدیدی را در تحقیق گشود.
نظریهی میدانی، بهعقیدهی لوین در بهترین وجه بهمنزلهی یک روش قابل توصیف است، روشی که روابط علّی را تحلیل میکند و ساختارهای علمی بنا میکند. لوین بر این باور بود که بازنمایی و تفسیر درست واقعیت انضمامی مستلزم عبور دائمی از مرزهای سنتی میان علوم اجتماعی است، و نه عطف توجهی محدود به تعدادی معدود از متغیرها. نظریهی میدانی که برای فهم واقعیت انضمامی نیازمند یک رویکرد بینرشتهای است، به نامهای «نظریهی پویایی» و «روانشناسی توپولوژیک» نیز مشهور است. این نظریه معتقد است که رویدادها بهواسطهی نیروهایی متعین میگردند که در یک میدان مجاور روی آنها عمل میکنند و نه نیروهایی که از دور عمل میکنند. نظریهی میدانی در تحلیل نهایی نظریهای دربارهی نظریهسازی است، یا بهعبارتی یک فرانظریه است.
ترجمه از
Strickland, Bonnie (Ed), The Gale Encyclopedia of Psychology (2nd ed), Gale Group, 2001, p.385-6.
کلمات کلیدی: روانشناسی، کورت لوین، نظریهی گشتالت